رخ به زلف سیاه میپوشد
طره زیر کلاه میپوشد
در این شعر، شاعر به توصیف زیباییهای انسانی و جاودانگی عشق میپردازد. او به چهره خمدار و زلف سیاه معشوق اشاره میکند که مانند پردهای تیره، زیباییها را میپوشاند. زیبایی معشوق به حدی است که میتواند حتی یوسفهای زیبا را به چاه حسرت بیندازد. همچنین، نالههایی از درد و آرزو در فضای عشق و زیباییاش شنیده میشود و او در عین حال از دامهای عشق نیز سخن میگوید. در پایان، شاعر اشاره میکند که حتی اگر کسی از حال خودش مطلع باشد، باز هم رازها و احساساتش را زیر پردهای پنهان میکند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
رخ به زلف سیاه میپوشد
طره زیر کلاه میپوشد
عارض او خلیفهٔ حسن است
از پی آن سیاه میپوشد
یوسفان را به چاه میفکند
وز جفا روی چاه میپوشد
بر در او ز های و هوی بتان
نالهٔ دادخواه میپوشد
آهوان را به سبزه میخواند
دام زیر گیاه میپوشد
حال خاقانی ارچه میداند
آب خود زیر کاه میپوشد