غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۶۰

سرودهٔ خاقانی
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

ز خوبان جز جگرخواری نیاید

ز بدعهدان وفاداری نیاید

۲

ز ایام و ز هرک ایام پرورد

به نسبت جز جفاکاری نیاید

۳

ز خوبان هرکه را بیش آزمائی

ازو جز زشت کرداری نیاید

۴

ز نیکان گر بدی جوئی توان یافت

ز بد گر نیکی انگاری نیاید

۵

ز می سرکه توان کردن ولیکن

ز سرکه می طمع داری نیاید

۶

دلا یاری مجوی از یار بدعهد

کزان خون‌خواره غم‌خواری نیاید

۷

پری را ماند آن بی‌شرم اگرنه

ز مردم مردم‌آزاری نیاید

۸

به ناله یار خاقانی شو ای دل

که از یاران تو را یاری نیاید

۹

چه سود از ناله کاندر چشم بختت

ز نفخ صور بیداری نیاید

۱۰

تو یاری از حریفان تا نجوئی

کز ایشان خود بجز ماری نیاید

بازگشت به سروده‌های خاقانی