غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۵۵

سرودهٔ خاقانی
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

حُسنِ تو خیال برنتابد

عشق تو زوال برنتابد

۲

چون روی تو بی‌نقاب گردد

آفاق جمال برنتابد

۳

از غایت نور عارض تو

آئینه خیال برنتابد

۴

گر بوس تو را کنند قیمت

یک عالم مال برنتابد

۵

منمای مرا جمال ازیراک

دیوانه هلال برنتابد

۶

از بوسه سخن نرانم ایرا

طبع تو محال برنتابد

۷

جان بر تو کنم نثار نی‌نی

صراف سفال برنتابد

۸

خاقانی را مکش چو کشتی

می‌دان که وبال برنتابد

بازگشت به سروده‌های خاقانی