چه روحافزا و راحتباری ای باد
چه شادیبخش و غمبُرداری ای باد
این شعر دربارهٔ زیبایی و آرامش باد صحبت میکند که میتواند شادی و غم را از دلها ببرد. شاعر از باد درخواست میکند که پیام دوستش را به او برساند و حس و حال او را منتقل کند. باد به نوعی به عنوان یک واسطه بین شاعر و معشوقش عمل میکند و شاعر از آن میخواهد تا پیغامهایش را به عشقش برساند. او همچنین به زیباییهای معشوق و رازهای عشق اشاره میکند و در نهایت ابراز امیدواری میکند که باد بتواند دلش را به معشوقش برساند، حتی اگر خود معشوق نخواهد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
چه روحافزا و راحتباری ای باد
چه شادیبخش و غمبُرداری ای باد
کبوتروارم آری نامهٔ دوست
که پیک نازنینرفتاری ای باد
به پیوند تو دارم چشمْ روشن
که بوی یوسف من داری ای باد
به سوسنبوی و توسنخوی تُرکم
پیام راز من بگزاری ای باد
بگوئی حال و باز آری جوابم
که خاموشِ روانگفتاری ای باد
به خاک پای او کز خاک پایش
سرم را سرمهٔ چشم آری ای باد
به زلف او که یک موی از دو زلفش
بدزدی و به من بسپاری ای باد
من از زلفش سخن راندن نیارم
تو بر زلفش زدن چون یاری ای باد
دلم زنهاریَ است آنجا، در آن کوش
که باز آری دل زنهاری ای باد
گر او نگذارد آوردن دلم را
درو آویزی و نگذاری ای باد
چنان پنهانی و پیداست سحرت
که خاقانی توئی پنداری ای باد