می وقت صبوح راوقی باید
وان می به خمار عاشقی باید
این شعر بیانگر موضوعاتی از عشق، مینوشی و بیریایی است. شاعر به اهمیت عشق واقعی و آزادگی اشاره میکند و توصیه میکند که از زهد و تقواهای ظاهری فاصله بگیریم. او به کسانی که در برابر دیگران خود را نشان میدهند، انتقاد میکند و تأکید میکند که در دل باید صداقت و وفاداری وجود داشته باشد. در نهایت، به عشق حقیقی و روابط عمیق اشاره میکند که به راحتی نمیتوان به آن دست یافت.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
می وقت صبوح راوقی باید
وان می به خمار عاشقی باید
چون مرغ قنینه زد صلای می
با پیر مغان موافقی باید
تا زهد تکلفیت برخیزد
بر ناصیه داغ فاسقی باید
در پیش خسان اگر نهی خوانی
هم بینمک منافقی باید
همچون محکت چو چهره بخراشند
بر چهره نشان صادقی باید
در هر کنجی است تازه عذرائی
اما نظر تو وامقی باید
چون کار به کعبتین عشق افتد
شش پنج زنش حقایقی باید