دل عاشق به جان فرو ناید
همتش بر جهان فرو ناید
این شعر درباره عشق و ویژگیهای آن صحبت میکند. شاعر بیان میکند که دل عاشق به دنیا وابسته نیست و عشق او را تا آسمانها بالا میبرد. عشق اصولاً به دنیای درون انسان تعلق دارد و سالهاست که دل عاشق در سفر است و نمیتواند به هیچ آشیانهای بازگردد. حلقه کاروان عشق جایی است که عقل و خرد در آن قرار ندارند. در نهایت، شاعر اشاره میکند که افرادی که واقعاً معنای عشق را نمیدانند نمیتوانند از آن لذت ببرند و عشق یک تجربه خاص و ویژه است که فقط برای عدهای خاص در دسترس است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
دل عاشق به جان فرو ناید
همتش بر جهان فرو ناید
خاکیی را که یافت پایهٔ عشق
سر به هفت آسمان فرو ناید
ور دهد تاج عقل با دو کلاه
سَر عاشق بدان فرو ناید
عشق اگرچند مرغ صحرائی است
جز به صحرای جان فرو ناید
سالها شد که مرغ در سفر است
که به هیچ آشیان فرو ناید
حلقهٔ کاروانِ عشق آنجاست
که خرد در میان فرو ناید
عاقبت نیز جز به صد فرسنگ
ز آن سوی کاروان فرو ناید
تو ندانی که چیست لذت عشق
تا به تو ناگهان فرو ناید
عشق خاصِ کس است خاقانی
به شما ناکسان فرو ناید
عشق داند که قحطسالِ کس است
زان به کس میهمان فرو ناید