غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۰۹

سرودهٔ خاقانی
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

جانا لب تو پیشکش از ما چه ستاند

اینک سر و زر نقد دگر تا چه ستاند

۲

مائیم و دلی جوجو از اندیشهٔ عشقت

عشقت به یکی جو چه دهد یا چه ستاند

۳

عشق تو به منشور کهن جان ستد از من

یارب چو شود تازه به طغرا چه ستاند

۴

امروز جهان بستد و ما را غم این نیست

ما را غم آن است که فردا چه ستاند

۵

گیرم که عروس غم تو نامزد ماست

وصل تو ز ما خط تبرا چه ستاند

۶

چون تافتگی تب خاقانی از اینجاست

دل مهر تب او ز دگر جا چه ستاند

بازگشت به سروده‌های خاقانی