با یاد تو زهر بر شکر خندد
با روی تو شام بر سحر خندد
این شعر به بیان احوالات عاشقانه و تاثیرات عشق بر روح و جان میپردازد. شاعر با یاد معشوق، زهر را شیرین و شب را مانند روز زیبا و دلنشین میبیند. او به beautyی چهره وصال معشوق اشاره میکند و میگوید که حتی در میان غم و درد عشق، عاشق همچنان به خندیدن ادامه میدهد. شاعر از اشکهایش به عنوان نشانهای از عشق و درد یاد میکند و در نهایت میگوید که در غم معشوق نیز زیبایی و شکر را میبیند. این شیوه بیان، نشاندهندهٔ عمق احساسات و تاثیر عشق بر زندگی است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
با یاد تو زهر بر شکر خندد
با روی تو شام بر سحر خندد
درماه نو از چه روی میخندی
کآن روی به آفتاب برخندد
عاشق همه زهر خندد از عشقت
گر عشق این است ازین بتر خندد
آنجا که تو تیر غمزه اندازی
آفاق بر آهنین سپر خندد
وآنجا که من از جگر کشم آهی
عشاق بر آتش سقر خندد
من در غم تو عقیق میگریم
دانم که عقیق تو شکر خندد
چون لعل تو بیند اشک خاقانی
از شرم چو گل به پوست درخندد