طریق عشق رهبر برنتابد
جفای دوست داور برنتابد
این شعر درباره چالشهای عشق و سختیهایی است که عاشق باید با آنها روبرو شود. شاعر بیان میکند که رهبر عشق نمیتواند ظلم و جفای دوستان را تحمل کند. تنها کسانی که توانایی پیروی از عشق را دارند، میتوانند در این راه قدم بگذارند. عشق به انسان نیاز دارد که از حماقت و عقل کمتر بهرهمند باشد و وابستگی به معشوق را تحمل کند. شاعر همچنین به این نکته اشاره میکند که عاشق باید برای رسیدن به معشوق، سختیها را مدیریت کند و از نگرانیها بگذرد. در نهایت، از عاشق دعوت میشود تا از زادگاه عشق دور شود تا خود را به آرامش و کمال برساند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
طریق عشق رهبر برنتابد
جفای دوست داور برنتابد
به عیاری توان رفتن ره عشق
که این ره دامنِ تر برنتابد
هوا چون شحنه شد بر عالم دل
خراج از عقل کمتر برنتابد
سری را کآگهی دادند ازین سِرّ
گرانباری افسر برنتابد
سرِ معشوق داری سر درانداز
که عاشق زحمت سر برنتابد
به وام از عشق جانی چند برگیر
که یک جان ناز دلبر برنتابد
ز کوی عشق خاقانی برون شو
که او یار قلندر برنتابد