بتی کز طرف شب مه را وطن ساخت
ز سنبل سایبان بر یاسمن ساخت
شعر به تصویر کشیدن عشق و دلتنگی است. شاعر با استفاده از تصاویری چون "بتی" و "عشق"، به توصیف احساسات خود میپردازد. او میگوید که عشق او همچون سنگی سنگین است و دل او از عشق به محبوب سنگین شده است. همچنین، از دست شستن از دل و زخمهایی که عشق به او زده، صحبت میکند. حسرت و اندوه ناشی از عشق، در ابیات بسیار بارز است و شاعر خود را به کرمی تشبیه میکند که به دست خودش به دام افتاده است. در نهایت، شاعر از درد و رنجی که عشق برایش به ارمغان آورده، ناله میکند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
بتی کز طرف شب مه را وطن ساخت
ز سنبل سایبان بر یاسمن ساخت
نه بس بود آنکه جزعش دلشکن بود
بشد یاقوت را پیمانشکن ساخت
دروغ است آن کجا گویند کز سنگ
فروغ خور عقیق اندر یمن ساخت
دل یار است سنگین پس چه معنی
که عشق او عقیق از چشم من ساخت
من از دل آن زمانی دست شستم
که شد در زلف آن دلبر وطن ساخت
کنون اندوه دل هم دل خورد ز آنک
هلاک خویشتن از خویشتن ساخت
به کرم پیله میماند دل من
که خود را هم به دست خود کفن ساخت
ز خاقانی چه خواهد دیگر این دل
نه بس کو را به محنت ممتحن ساخت