غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۲

سرودهٔ خاقانی
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

علم عشق عالی افتاده است

کیسهٔ صبر خالی افتاده است

۲

اختیاری نبود عشق مرا

که ضروری و حالی افتاده است

۳

اختر عشق را به طالع من

صفت بی‌زوالی افتاده است

۴

دست بر شاخ وصل او نرسد

ز آنکه در اصل عالی افتاده است

۵

خوش بخندم چو زلف او بینم

زآنکه شکلش هلالی افتاده است

۶

هرچه دارد ضمیر خاقانی

در غمش حسب حالی افتاده است

بازگشت به سروده‌های خاقانی