غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۴

سرودهٔ خاقانی
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

سر و زر کو که منت یارم جست

فرصت آمدنت یارم جست

۲

بن مویی ز دلم کم نشود

سر موئی ز تنت یارم جست

۳

نه میی از قدحت یارم خواست

نه گلی از چمنت یارم جست

۴

نه من آیم نه توام دانی خواند

نه تو آئی نه منت یارم جست

۵

گم شد از من دل من چون دهنت

نی دلم نی دهنت یارم جست

۶

چون کنم قصه لبت کشت مرا

که قصاص از سخنت یارم جست

۷

هم شوم زنده چو تخم قز اگر

جای در پیرهنت یارم جست

۸

بر تو نظاره هزار انجمن است

از کدام انجمنت یارم جست

۹

من کیم کز شکر و پستهٔ تو

بوس فندق‌شکنت یارم جست

۱۰

وطنت در دل خاقانی باد

تا مگر زان وطنت یارم جست

بازگشت به سروده‌های خاقانی