غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۶

سرودهٔ خاقانی
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

مِیخور که جهان حریف‌جوی است

آفاق ز سبزه تازه‌روی است

۲

بر عیش زدند ناف عالم

اکنون که بهار نافه‌بوی است

۳

از زهد کنار جوی کاین وقت

وقت طرب و کنارِ جوی است

۴

شو خوانچه کن و چمانه درخواه

زان یوسف ما که گرگ‌خوی است

۵

گرگ آشتی است روز و شب را

و آن بت شب و روز جنگ‌جوی است

۶

خاقانی گفت خاک اویم

جان و سر او که راست‌گوی است

۷

گفتی ز سگان کیست افضل

گر هست هم از سگان اوی است

بازگشت به سروده‌های خاقانی