روی تو دارد ز حسن آنچه پری آن نداشت
حسن تو دارد ملک آنکه سلیمان نداشت
این شعر به ستایش زیبایی و ویژگیهای خاص محبوبی میپردازد که هیچکس دیگری ندارد. شاعر بیان میکند که زیبایی او از هر زیبایی دیگری برتر است و هیچکس به اندازه او ارزشمند نیست. حتی روحانیان و بزرگترین شخصیتها نمیتوانند به مقام و منزلتی که او دارد، نزدیک شوند. همچنین؛ شاعر به عشق و دلبستگی عمیق خود نسبت به معشوق اشاره میکند و میگوید که هیچ هدیهای به جز جانش شایستهی او نیست. در نهایت، شاعر از احساسات خود نسبت به معشوق میگوید که هیچکس نمیتواند آن را درک کند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
روی تو دارد ز حسن آنچه پری آن نداشت
حسن تو دارد ملک آنکه سلیمان نداشت
شو بده انصاف خویش کز همه روحانیان
حجرهٔ روح القدس به ز تو مهمان نداشت
در همه روی زمین به ز تو دارندهای
بزم خلیفه ندید لشکر سلطان نداشت
خاک درت را فلک بوسه نیارست زد
ز آنکه دو عالم به نقد از پی تاوان نداشت
طیره از آنی که دل پای سریر تو را
هدیه بجز سر نیافت، تحفه بجز جان نداشت
آنچه ز سودای تو در دل خاقانی اَست
نیست به عالم سری کو پی تو آن نداشت