غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۷

سرودهٔ خاقانی
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

رخ تو، رونق قمر بشکست

لب تو، قیمت شکر بشکست

۲

لشکرِ غمزهٔ تو بیرون تاخت

صف عقلم به یک نظر بشکست

۳

بر در دل رسید و حلقه بزد

پاسبان خفته دید و در بشکست

۴

من خود از غم، شکسته‌دل بودم

عشقت آمد، تمام‌تر بشکست

۵

نیش مژگان چنان زدی به دلم

که سر نیش در جگر بشکست

۶

نرسد نامه‌های من به تو ز آنک

پر مرغانِ نامه‌بر بشکست

۷

قصه‌ای می‌نوشت خاقانی

قلم اینجا رسید و سر بشکست

بازگشت به سروده‌های خاقانی