دست قبا در جهان نافهگشای آمده است
بر سر هر سنگ باد غالیهسای آمده است
در این شعر، شاعر به زیباییهای بهار و نشانههای آن اشاره میکند. "دست قبا" به معنای بستن دامن بهار است که به جهان آمده و تغییراتی را به همراه دارد. باد هم با خود عطر گلها را میآورد و ابرها به انتظار بهار در حال جمع شدن هستند. لالهها که از خون دل شکفتهاند، جلوهای زیبا در زیر آفتاب دارند و بلبل با نغمههای دلنشین خود به شور و نشاط بهار دامن میزند. فاخته نیز در باغ به سر میبرد و حالتی شعرگونه دارد. این اشعار به طور کلی به زیبایی و تازگی فصل بهار پرداخته و زندگی و شادابی را توصیف میکند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
دست قبا در جهان نافهگشای آمده است
بر سر هر سنگ باد غالیهسای آمده است
ابر مشعبد نهاد پیش طلسم بهار
هر سحر از هر شجر سِحرنمای آمده است
لاله ز خون جگر در تپش آفتاب
سوخته دامن شده است لعلقبای آمده است
بلبل خوش نغمهزن هست بهار سخن
بین که عروس چمن جلوهنمای آمده است
فاخته در بزم باغ گوئی خاقانی اَست
در سر هر شاخسار شعرسرای آمده است