فرمان ملک چه ساحری ساخت
کز سحر بهار آزری ساخت
در این شعر به توصیف هنرمندی پرداخته شده است که از سحر و هنر خود، زیباییهایی چون بهار و دنیای هندسه میسازد. او با مهارتهایش، دنیای خاصی از شکلها و برجها میسازد و نقاشیهای زیبا خلق میکند. شاعر به توانایی این هنرمند در پاکسازی چهره جهان و ایجاد تصاویر زیبا از چهرههای معروف اشاره دارد. او همچنین به قدرت شاهان و فهم عمیق آنها از عدل و حکمت اشاره میکند. در نهایت، شاعر به نوعی دنبال ستایش از هنر و هنرمندی است که میتواند از دل سحر و خلاقیت، زیباییهای شگرفی بیافریند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
فرمان ملک چه ساحری ساخت
کز سحر بهار آزری ساخت
در هندسه دست موسوی داشت
در شعبده صنع ساحری ساخت
شکل فلک دوازده برج
زین قصر دوازده دری ساخت
از بس که به صنعتش طرازید
نقاش طراز ساحری ساخت
از چهرهٔ چرخ برد زنگار
نزهتگه خسرو سری ساخت
وز روی شفق گرفت شنگرف
تصویر شهنشه فری ساخت
یک دریا گوهر از قلم راند
تا صورت شاه گوهری ساخت
شاه عجم اخستان که دین را
پیرایه ز عدلپروری ساخت
اسکندر وقت کز حسامش
عقل آینهٔ سکندری ساخت