حصن جان ساز در جهان خلوت
دو جهان ملک و یک زمان خلوت
شعر به توصیف خلوت و انزوا میپردازد و به ارتباط آن با روح و جان انسان اشاره میکند. شاعر به تجربههای درونی و معنوی در این فضاهای خلوت اشاره کرده و به اهمیت پنهان ماندن از دنیا و حوادث آن تاکید میکند. او به نقش عشق و احساسات در این خلوت اشاره دارد و به تصاویری از سکوت و آرامش پس از دوری از آشفتگیها میپردازد. در نهایت، شاعر به این نتیجه میرسد که خلوت میتواند دروازهای به درک عمیقتر وجود و زندگی باشد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
حصن جان ساز در جهان خلوت
دو جهان ملک و یک زمان خلوت
باک غوغای حادثات مدار
چون تو را شد حصار جان خلوت
ساقیت اشک و مطربت ناله
شاهدت درد و میزبان خلوت
خلوتی کن نهان ز سایهٔ خویش
تا کند سایه را نهان خلوت
همه گم بودهها پدید آید
چون تو را گم کند نشان خلوت
سایه را پنبه بَرنِه احمدوار
تا شود ابر سایبان خلوت
نقطهٔ حلقهٔ زره دیدی
که نشسستهاست بر کران خلوت
خلوتی کش تو در میان باشی
کرم پیله کند چنان خلوت
حلقهٔ عشق را شوی نقطه
چون برونت آرد از میان خلوت
همچو تیر از میان یاران بس
باش چون تیغ در میان خلوت
بر در کهف شیرمردان باش
کرده چون سگ بر آستان خلوت
خلوت امروز کن که خواهد بود
دربر خاک جاودان خلوت
یک تن آفتاب را گفتند
که همی زیست سالیان خلوت
عیسیی بر سرش فرود آمد
تا سراسیمه شد در آن خلوت
اُنسِ هرکس در این جهان چیزی است
انس خاقانی از جهان خلوت