غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۹

سرودهٔ خاقانی
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

کار عشق از وصل و هجران درگذشت

درد ما از دست درمان درگذشت

۲

کار، صعب آمد به همت برفزود

گوی، تیز آمد ز چوگان درگذشت

۳

در زمانه کار کار عشق توست

از سر این کار نتوان درگذشت

۴

کی رسم در تو که رخش وصل تو

از زمانه بیست میدان درگذشت

۵

فتنهٔ عشق تو پردازد جهان

خاصه می‌داند که سلطان درگذشت

۶

جوی خون دامان خاقانی گرفت

دامنش چه، کز گریبان درگذشت

بازگشت به سروده‌های خاقانی