رویم ز گریه بین چو گِلین کاهْ زیرِ آب
از شرم روی توست رخِ ماه زیر آب
در این شعر، شاعر به وصف درد و اندوه خود میپردازد و از حالتی از غم و اشک صحبت میکند که مانند آب زیر کاه پنهان شده است. او به زیبایی معشوقش اشاره میکند که باعث شرم او شده و به نوعی سرنوشت و سرگشتگی عاشقانهاش را در زیر آب به تصویر میکشد. شاعر میگوید که حتی در دل غمگین خود، اشکهایش همچون دریا جوشیده و دیگران از این حال او آگاه خواهند شد. در نهایت، او به راز دلش اشاره کرده و میگوید که در چاهی از درد و غم، رازهایش را پنهان کرده است. این شعر به عمق احساسات عاشقانه و غمهای انسانی اشاره دارد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
رویم ز گریه بین چو گِلین کاهْ زیرِ آب
از شرم روی توست رخِ ماه زیر آب
ماهی تنی و میکنی از اشک من گریز
نه ماهیان کنند وطن، گاه زیر آب
نی نی توراست عذر که مشک و میی به هم
نی مُشک و مِیْ تبه شود آنگاه زیر آب
تخم وفاست دانهٔ دل چون به دست توست
خواهی به زیر خاک بنه خواه زیر آب
در اشک گرم غرقم و آنگاه سوخته
کس دید غرق، سوخته به نگاه زیر آب؟
دریا کشم ز چاه غمت گر برآرم آه
سوزد نهنگ را طپشِ آه زیر آب
همسایگان ز تف دلم برکنند شمع
چون شد چراغ روز شبانگاه زیر آب
گریم چنان که از دم دریای چشم من
هر گوش ماهیی شود آگاه زیر آب
آبم برفت و گر شنود سنگ آه من
از سنگ بشنوند علیالله زیر آب
ای دُرّ آبدار جوانی ز پیچ و خم
در آب شد ز شرم تو صد راه زیر آب
حال من و تو از من و تو دور نیست زآنک
تو آب زیر کاهی و من کاه زیر آب
خاقانیا به چاه فرو گوی راز دل
کز دوست رازدارتر آن چاه زیر آب