اری فیالنوم ما طالت نواها
زمانا طاب عیشی فی هواها
در این شعر، شاعر به توصیف عشق و احوالات ناشی از آن میپردازد. او از لذتهای عشق و خوشیهایی که در کنار معشوق تجربه کرده، سخن میگوید. ولی در عین حال، از دردها و رنجهایی که این عشق به همراه دارد نیز گلهمند است. شاعر به شدت تحت تأثیر احساساتش قرار گرفته و به اشتباهاتی که در نتیجهی عشق مرتکب شده، اشاره میکند و از آنها حسرت میخورد. در نهایت، او به دردی که در دل دارد و نارضایتیاش از وضعیت خود، اعتراف میکند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
اری فیالنوم ما طالت نواها
زمانا طاب عیشی فی هواها
به جامی کز می وصلش چشیدم
همی دارد خمارم در بلاها
عرانی السحر ویحک ما عرانی
رعاها الصبر ویلی ما رعاها
به بوسه مهر نوش او شکستم
شکست اندر دلم نیش جفاها
بدت من حبها فی القلب نار
کان صلی جهتم من لظاها
خطا کردم که دادم دل به دستش
پشیمان باد عقلم زین خطاها