غزلیات

غزل شمارهٔ ۶

سرودهٔ خاقانی
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

به زبان چرب جانا بنواز جان ما را

به سلام خشک خوش کن دل ناتوان ما را

۲

ز میان برآر دستی مگر از میانجیِ تو

به کران برد زمانه غم بی‌کران ما را

۳

به دو چشم آهوی تو که به دولت تو گردون

همه عَبْدُهُ نویسد سگِ پاسبان ما را

۴

ز پی عَماری تو چه روان کنیم مرکب

چو رکیب تو روان شد چه محل روان ما را

۵

به سرا و مجلس خود مَطَلب گرانی ما

چو تو بر نشانِ کاری چه کنی نشان ما را

۶

گلهٔ فراق گفتم که نه نیک رفت با ما

به کرشمه مُهر برنه پس از این زبان ما را

۷

به تو درگریخت خاقانی و جان فشاند بر تو

اگرش مزید خواهی بپذیر جان ما را

بازگشت به سروده‌های خاقانی