گوئیم همچنانک صورت بر دو نوع است یکی جسمانی کثیف و یکی روحانی لطیف ، فائدهای طبیعی از افلاک و کواکب بزایشهان عالم پیوسته است که قرارگاه آن مرکز زمین است . و فائدها به حرکت دائم پیوسته است ، تا صورتهای طبیعی شخصی بدان پدید آمده است . و فائدهای عقلی به نفس به سکون دائمیت که نفس از عقل همی پذیرد تا پدید آید بدان صورتهای روحانی دائم . و آن فائده کز عقل به سکون دائم پذیرفت بیشتر از آن فائدها بود که مر آنرا آمیخته پذیرفت به چیزهای طبیعی که آنرا زوال و پراکندن است . و آن فائدها که آمیخته بود به چیزهای طبیعی نفس را بر بقاء آن ایمنی نبود ، از بهر آنک مران را حرکت بود و چیز متحرک پایدار نباشد ، وزین سبب افتاد اختلاف بسیار اندر راههای خردمندان که علم ها بیرون آوردند بنفسی که آن به طبیعت پیوسته بود و با او آمیخته . و مر نفس را قوت اندر بیرون آوردن علم بر مقدار سکون او باشد با عقل و بر مقدار شدن او از چیزهای طبیعی ، و هر نفسی که دانش پاکیزه تر پذیرد و از آلایش طبیعت مر عقل او را ثبات بیش نباشد و زوال کمتر پذیرد . و هر نفسی که سکون از عقل کمتر پذیرد و به چیزهای طبیعی متحرک پیوسته باشد فائده او باثبات کمتر باشد و زوال زودتر پذیرد . و هر نفسی که بسکون عقلی تمام پذیرد فائدهای عقلی را بپذیرد ، پذیرفتنی بی زوال . و ایشان مویدان باشند از بندگان ایزد سبحانه . و حکماء گفته اند که میل کردن به چیزهای طبیعی دور شدن است مرو را از فائدهای عقلی . و میل کردن نفس به طبیعت سبب بدبختی است مرورا با و باز آوردن عقوبت جاویدی . و میل کردن نفس به عقل دور شدن است مرورا از نقصان طبیعت و نزدیک بعلت خویش که آن عالم ابداع است ، و میل کردن نفس بعقل سبب تمامی نفس باشد و حاصل شدن راحت ابدی و سرور عقل و ثواب الهی مراورا . ایزد تعالی ما را رغبت دهاد اندر طلب کردن مر عالم عقلی را و پرهیز دهاد ما را از طبیعت هلاک کننده و آلایشهای پلید او .
دربارهٔ این سروده
این متن به بحث درباره دو نوع صورت، یعنی صورت جسمانی و صورت روحانی میپردازد. نویسنده بیان میکند که فایدههای طبیعی از آسمانها و ستارهها به زمین منتقل میشود و این فایدهها در حرکت دائمی هستند تا به وجود صورتهای طبیعی کمک کنند. از طرف دیگر، فایدههای عقلی به نفس و سکون دائمی مرتبط است که به نفس امکان میدهد تا از عقل بهرهبرداری کند و صورتهای روحانی را پدید آورد. نویسنده تأکید میکند که فایدههای عقلی در مقایسه با فایدههای طبیعی، ثبات بیشتری دارند و زوال کمتری میپذیرند. هرچه نفس به عقل نزدیکتر باشد و کمتر تحت تأثیر طبیعت قرار گیرد، ثبات بیشتری خواهد داشت. همچنین، میل به طبیعت میتواند موجب بدبختی و زوال شود، در حالی که میل به عقل باعث نزدیک شدن به حقیقت و دستیابی به راحتی و سرور ابدی خواهد بود. در نهایت، نویسنده از ایزد میخواهد که ما را به طلب علم عقلی ترغیب کند و از آلودگیهای طبیعی دور نگه دارد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.