امر باری سبحانه اندر توهم نیاید و اندیشه اندرو نرسد به هیچ روی از رویها ، و مر امر را وحدت گفتند: گوئیم یکی بباید تا یکی ازو یکی باشد همی دانیم که از یکی پدید آمد و یکی هست ولکن مرو را جز اندر یکی اثبات نیست . همچنانک همی دانیم که چشمه مهر جهانتاب از نور او جهان روشن شده است و نور اندرو قرار دارد و لکن نور را ندانیم که آن حال که دارد از چه دارد . و گر گوئیم که نور چون از چشمه مهر جدا شود چگونه باشد و هم آنرا بتواند پذیرفتن از بهر آنک اگر اندیشه کند که نور چون از مهر جدا شود چیزی باشد کمتر از چشمه مهر یا بزرگتر ازو و آن خود هم چشمه مهر باشد و نه مجرد نور باشد ، و نور مجرد را و هم نپذیرد و نیز چشمه مهر را بی نور و هم نپذیرد ، و گر کسی گوید که چشمه مهر چون نور ازو جدا شود سیاه باشد ، این نه روا باشد ، از بهر آنک روا نباشد که تور امروز اندر تاریکی قرار گرفته باشد ، و گر چشمه مهرتاریک بودی بی نور پس نور اندر تاریکی قرار گرفته بودی ، و این محال بودی . پس درست شد که مر نور را بی چشمه مهر اثبات نیست ، و هم چنان مر چشمه مهر را بی نور اثبات نیست . و هم چنین گوئیم که امر باری را سبحانه که به عقل متخذ شده است چون متحد شدن نور بآفتاب چشمه به مجرد وهم اندر نیاید .
دربارهٔ این سروده
این متن به بیان وحدت و ارتباط بین خداوند و نور میپردازد. نویسنده اشاره میکند که خداوند به هیچ شکل و تصوری در نمیآید و نمیتوان او را با اندیشهی بشری فهمید. همچنین، بر این نکته تأکید میکند که نور (مظهر خداوند) بدون منبعی که از آن ناشی میشود، وجود ندارد. به عبارتی، چشمهی نور (خداوند) و نور (خلایق و جهان) بهطور جداییناپذیری به هم وابستهاند. اگر نور از چشمه جدا شود، هیچ معنایی ندارد و به نوعی بیمعنا خواهد بود. بنابراین، وجود یکی بدون دیگری امکانپذیر نیست و این نشاندهندهی وحدت و عدم جدایی خداوند از مخلوقاتش است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.