او را گوئیم از بدو آن چنین است که رستنی جانور اندر بودش زایش عالم پیش از زایش مردم بودست . چنانک شرح اندر مفتاح گفته ایم . پس مردم بر آنچ او بر بودش مردم پیشی دارد توانایی نیابد . اما سخن گفتن که مردم بدان مخصوص است و پیش اوان مر هیچ چیز را نیست لا جرم مردم بر آ« قادر است که چیزها که خود سازد آوازها را بحروف شمرده راست کرده بیرون آرد ، چنانک از رودها همی بیرون آرد که ساخته است . و بدین روی همی پیدا شود که نفس کلی او بر آوازها پادشاه است و بر نمود و حس قدرت ندارد . و این برهان روشن است .
دربارهٔ این سروده
متن بیان میکند که انسانها از زمان زایش جهان، دارای ویژگیهایی بودهاند که دیگر موجودات نداشتهاند. انسانها توانایی سخن گفتن دارند و میتوانند احساسات و افکار خود را به صورت کلمات بیان کنند. این توانایی به آنها امکان میدهد تا چیزهایی را که خلق کردهاند، به تصویر بکشند و احساسات خود را توضیح دهند. به همین دلیل، انسانها بر صداها و کلمات تسلط دارند و این نشاندهندهی برتری خاص آنها نسبت به دیگر موجودات است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.