اگر کسی گوید که چون منفعت و مضرت به خدای تعالی منسوب نیست چرا بنده بر نیکی که کند نیکی یابد و بر بدی که کند بدی یابد؟ و چون از کردار او چیزی به خدای بازنگشت چرا مکافات او به نیکی نبود؟ بر مثال کسی که به کوه شود و سنگها را بشکند بحفرها اندر افتد چون خداوندِ بنیاد درست را از آن سود و زیانی نیست نه مرورا چیزی دهد و نه بیازاردش، گر مرورا کاری نیکو کند و اندر عمارت بنیاد او بیفزاید مکافات او به نیکی کند، و گر از بنیاد او چیزی ویران کند مرور را بیازارد.
دربارهٔ این سروده
این متن بیان میکند که برخی افراد ممکن است بپرسند که اگر نفع و ضرر به خداوند منسوب نیست، چرا انسانها در ازای اعمال خود، نیکی یا بدی دریافت میکنند. نویسنده اشاره میکند که اگرچه خداوند از اعمال بندگان هیچ سود و زیانی نمیبرد، اما انسانها مسئول اعمال خود هستند. اگر شخصی در پی ساختن و بهبود چیزی باشد، بر روی کارهای نیک او پاداشی از جانب خداوند خواهد بود. و برعکس، اگر فردی اقدام به ویرانی کند، عذاب و ضرر به او خواهد رسید. در واقع، ارتباط اعمال انسانها با عواقب آنها به خودشان مرتبط است، نه به خداوند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.