و به عبادان رسیدیم و مردم از کشتی بیرون شدند و عبادان بر کنار دریا نهاده است چون جزیره ای که شط آن جا دو شاخ شده است چنان که از هیچ جانب به عبادان نتوان شد الا به آب گذر کنند. و جانب جنوبی عبادان خود دریای محیط است که چون مد باشد تا دیوار عبادان آب بگیرد و چون جزر شود کم تر از دو فرسنگ دور شود. و گروهی از عبادان حصیر خریدند و گروهی چیزی خوردنی خریدند.
دربارهٔ این سروده
به عبادان رسیدیم و مردم از کشتی پیاده شدند. عبادان در کنار دریا واقع شده و مثل جزیرهای است که دو شاخه از شط آنجا عبور میکند. هیچ راهی برای ورود به عبادان جز از طریق آب وجود ندارد. از طرف جنوبی، دریا عبادان را احاطه کرده است و در زمان مد، آب به دیوار عبادان میرسد، اما در زمان جزر، آب تا کمتر از دو فرسنگ دور میشود. مردم ساکن در عبادان، برخی حصیر و برخی مواد غذایی خریداری کردند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.