صفت اعمال بصره : حشان، ثربه، بلاس، عقرمسیان، المقیم، نهر الحرب، شط العرب، معد سام، جعفریه المشان، الصمد الجونه، جزیرة العظمی، مروت الشریر، جزیرة العرش الحمیده، جزبره المفردات. و گویند که آن جا که فم نهر ابله است وقتی چنان بودی که کشتیها از آن جا نتوانستی گذشتن. غرقابی عظیم بود. زنی از مالداران بصره فرمود تا چهارصد کشتی بساختند و همه پر استخوان خرما کردند و سر کشتیها محکم کردند و بدان جایگه غرق کردند تا آن چنان شد که کشتیها میگذرند.
دربارهٔ این سروده
در بصره، زنی از صاحبمالان دستور داد چهارصد کشتی بسازند و آنها را با استخوانهای خرما پر کنند. این کشتیها را در نهر ابله غرق کرد تا آب آن نهر کاهش یابد و کشتیها بتوانند از آن جا عبور کنند. در گذشته، بنا به گفتهها، در آن محل غرقابی عظیم وجود داشت که کشتیها نمیتوانستند از آن بگذرند. این اقدام موجب تسهیل عبور کشتیها از نهر جنگ و شط العرب شد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.