به یمامه حصاری بود بزرگ و کهنه. از بیرون حصار شهری است و بازاری و از هرگونه صناع در آن بودند و جامعی نیک و امیران آن جا از قدیم بازار علویان بودهاند و کسی آن ناحیت از دست آنها نگرفته بود از آن که آن جا خود سلطان و ملکی قاهر نزدیک نبود و آن علویان نیز شوکتی داشند که از آن جا سیصد و چهارصد سوار برنشستی و زیدی مذهب بودند و در قامت گویند «محمد و علی خیرالبشر و حیّ علی خیر العمل» و گفتند مردم آن شهر شریفیه باشند، و بدین ناحیت آب های روان است از کاریز و نخلستان و گفتند چون خرما فراخ شود یک هزار من به یک دینار باشد و از یمامه به لحسا چهل فرسنگ میداشتند و به زمستان توان رفت که آب باران جایها باشد که بخورند و به تابستان نباشد.
دربارهٔ این سروده
یمامه مکانی است که دارای حصاری بزرگ و قدیمی بوده و در آن شهری و بازاری برپا است. این منطقه شامل انواع صنایع و مشاغل میباشد و از گذشتههای دور محل زندگی و بازار علویان بوده است. در این ناحیه، علویان قدرت و شوکت خاصی داشتهاند و حدود 300 تا 400 سوار را زیر نظر خود داشتهاند. آنها زیدی مذهب بودند و مردم این شهر را شریف میدانستند. همچنین، یمامه دارای منابع آبی خوبی از قبیل کاریز و نخلستانهاست و در فصل خرما، محصولات به وفور یافت میشود. فاصله یمامه تا لحسا چهل فرسنگ است و در زمستان میتوان به راحتی از آنجا سفر کرد، اما تابستان شرایط سختتری دارد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.