پس من از آن جا به بیت المقدس آمدم و از بیت المقدس پیاده با جمعی که عزم سفر حجاز داشتند برفتم. دلیل مردی جلد و پیاده رو نیکو بود او را ابوبکر همدانی میگفتند. به نیمهٔ ذی القعده سنه ثمان و ثلثین و اربعمائه از بیت المقدس برفتم سه روز را به جای رسیدیم که آن را ارعز میگفتند و آن جا نیز آب روان و اشجار بود. به منزلی دیگر رسیدیم که آن را وادی القری میگفتند، به منزل دیگر رسیدیم که از آن جا به ده روز به مکه رسیدم و آن سال قافله از هیچ طرف نیامد و طعام نمی یافت. پس که به سکة العطارین فرود آمدم برابر باب النبی علیه السلام روز دوشنبه به عرفات بودیم مردم پرخطر بودند از عرب. چون از عرفات بازگشتم دو روز به مکه بایستادم و به راه شام بازگشتم سوی بیت المقدس.
دربارهٔ این سروده
نویسنده از بیت المقدس به سمت مکه سفر کرده و در این سفر با گروهی دیگر به راه افتاده است. او به شخصی به نام ابوبکر همدانی اشاره میکند که مردی چابک و مناسب برای سفر بوده است. در طول سفر، حدود سه روز به یک مکان به نام ارعز میرسند که دارای آب و درختان است و سپس به مکان دیگری به نام وادی القری میرسند. در نهایت، بعد از ده روز به مکه میرسند، اما متوجه میشوند که در آن سال قافلهای از جاهای دیگر نیامده و غذا کمیاب است. پس از انجام مناسک حج، او دو روز در مکه میماند و سپس به سمت بیت المقدس برمیگردد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.