پس از آن به شهر صیدا رسیدیم هم بر لب دریا. نیشکر بسیار کشته بودند و بارهای سنگین محکم دارد، و سه دروازه و مسجد آدینه خوب، با روحی تمام. همهٔ مسجد حصیر های منقش انداخته، و بازاری نیکو آراسته، چنانکه چون آن بدیدم گمان بردم که شهر را بیاراستهاند قدوم سلطان را، یا بشارتی رسیده است. چون پرسیدم گفتند رسم این شهر همیشه چنین باشد، و باغستان و اشجار آن چنان بود که گویی پادشاهی باغی ساخته است به هوس، و کوشکی در آن برآورده و بیش تر درختها پربار بود.
دربارهٔ این سروده
پس از رسیدن به شهر صیدا، در کنار دریا نیشکرهای زیادی کشت شده بود. این شهر دارای دروازههای محکم و یک مسجد زیبا با حصیرهای منقوش بود. بازار این شهر نیز به خوبی آرایش شده بود و به نظر میرسید که این زیباییها به خاطر آمدن سلطان یا خبر خوشی است، اما وقتی پرسیدم، گفتند که این ویژگیها همیشه در این شهر وجود دارد. باغها و درختان شهر نیز بسیار زیبا و پربار بودند، به گونهای که احساس میشد یک پادشاه باغی دلپذیر در آنجا ساخته است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.