شنبه دویم رجب سنه ثمان و ثلثین و اربعمایه به سروج آمدیم، و دویم روز از فرات بگذشتیم و به منبج رسیدیم.
دربارهٔ این سروده
نویسنده در روایت سفر خود به شهرهای شام، به تاریخ شنبه دوم رجب سال ۳۸۴ هجری اشاره میکند. ابتدا به سروج میروند و سپس از فرات عبور کرده، به منبج میرسند که نخستین شهر از شهرهای شام به شمار میرود و هوای آنجا بسیار خوش است. از منبج به حلب میروند که شهری بزرگ و آباد است با ارتفاعات زیاد و قلعهای مستحکم. حلب به عنوان مرکزی برای تجارت از بلاد مختلف شناخته میشود و دارای چهار دروازه است. نویسنده به فاصلهها بین شهرها نیز اشاره میکند؛ از میافارقین تا حلب صد فرسنگ، و فاصلههای دیگر به شهرهای حماة، حمص، دمشق و انطاکیه را ذکر میکند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
و آن نخستین شهریست از شهرهای شام، اول بهمن ماه قدیم بود و هوای آن جا عظیم خوش بود، هیچ عمارت از بیرون شهر نبود و از آنجا به شهر حلب رفتم.
از میافارقین تا حلب صد فرسنگ باشد. حلب را شهر نیکو دیدم، بارهای عظیم دارد، ارتفاعش بیست و پنج ارش قیاس کردم، و قلعهای عظیم همه بر سنگ نهاده، به قیاس چند بلخ باشد، همه آبادان و بناها بر سر هم نهاده.
و آن شهر باجگاهست، میان بلاد شام و روم و دیار بکر و مصر و عراق، و از اینهمه بلاد تجار و بازرگانان آنجا روند. چهار دروازه دارد: باب الیهود، باب الله، باب الجنان، باب انطاکیه، و سنگ بازار آنجا رطل ظاهری چهار صد و هشتاد درم باشد، و از آنجا چون سوی جنوب روند، بیست فرسنگ، حماة باشد، و بعد از آن حمص، و تا دمشق پنجاه فرسنگ باشد از حلب. و از حلب تا انطاکیه دوازده فرسنگ باشد و به شهر طرابلس همین مقدار و گویند تا قسطنطنیه دویست فرسنگ باشد.