و از شهر آمد به حران دو راهست، یکی را هیچ آبادانی نیست و آن چهل فرسنگست، و بر راهی دیگر آبادانی و دیه های بسیارست و بیشتر اهل آن نصاری باشد و آن شصت فرسنگ باشد. ما با کاروان به راه آبادانی شدیم. صحرایی به غایت هموار بود، الا آنکه چندان سنگ بود که ستور البته هیچ گام بی سنگ ننهادی.
دربارهٔ این سروده
راوی از سفرش به حران میگوید و دو راه را توصیف میکند: یکی که هیچ آبادانی ندارد و چهل فرسنگ طول دارد و دیگری که آبادانی و دیههای زیادی دارد و شصت فرسنگ است و بیشتر ساکنان آن نصاری هستند. او و کاروانش راه آبادانی را انتخاب میکنند و در صحرایی هموار ولی سنگی سفر میکنند. در نهایت، در روز جمعه بیست و پنجم جمادی الآخر سال 438 هجری به حران میرسند. هوای حران در آن زمان مشابه هوای خراسان در نوروز است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
روز آدینه بیست و پنجم جمادی الآخر سنه ثمان و ثلثین و اربعمایه (۴٣٨) به حران رسیدیم، بیست و دوم دی ماه، هوای آنجا در آن وقت چنان بود که هوای خراسان در نوروز.