و بیست و سیوم شعبان به عزم نیشابور بیرون آمدم و از مرو به سرخس شدم که سی فرسنگ باشد و از آنجا به نیشابور چهل فرسنگ است. روز شنبه یازدهم شوال در نیشابور شدم.
دربارهٔ این سروده
در بیست و سیام شعبان، من به عزم نیشابور حرکت کردم و از مرو به سرخس رفتم که سی فرسنگ فاصله داشت و سپس از آنجا به نیشابور که چهل فرسنگ دیگر بود. در روز شنبه یازدهم شوال به نیشابور رسیدم. در چهارشنبه آخر همان ماه کسوف بود و حاکم وقت، طغرل بیک محمد، برادر جغری بیک بود. او در حال ساخت یک مدرسه نزدیک بازار سراجان بود و در آن زمان به اصفهان رفته بود. من بار اول و دوم ذی القعده از نیشابور بیرون رفتم و در این سفر با خواجه موفق، که خواجه سلطان بود، همراه بودم.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
چهارشنبه آخر این ماه کسوف بود و حاکم زمان طغرل بیک محمد بود، برادر جغری بیک.
و بنای مدرسهای فرموده بود به نزدیک بازار سراجان، و آن را عمارت میکردند، و او خود به ولایتگیری به اصفهان رفته بود بار اول و دویم ذی القعده از نیشابور بیرون رفتم در صحبت خواجه موفق، که خواجهٔ سلطان بود.