پیشهٔ این چرخ چیست؟ مفتعلی
نایدش از خلق شرم و نه خجلی
در این شعر، شاعر به نقد و بررسی رفتارهای نادرست و ریاکارانه افراد میپردازد. او به کسانی که به دور از صداقت و حقیقت زندگی میکنند، هشدار میدهد و از آنها میخواهد که از دروغ و فریب دوری کنند. شاعر به انسانها توصیه میکند که به جای تمرکز بر ظواهر و دنیای مادی، به اعمال نیکو و درست بپردازند. او همچنین تأکید میکند که زندگی با دلتنگی و غم به جایی نخواهد رسید و باید در پی اصلاح نفس و عمل بود. او به این نکته میرسد که با اعمال بد و بیعملی، انسان خود را در آتش عذاب قرار میدهد. در نهایت، شاعر هشدار میدهد که زندگی حقیقی در پی رضای خداوند و دوری از گناه است و باید از هرگونه عوامفریبی پرهیز کرد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
پیشهٔ این چرخ چیست؟ مفتعلی
نایدش از خلق شرم و نه خجلی
یک هنرستش که عیب او ببرد
آنکه زوالی است فعلش و بدلی
صبر کنم با جهان ازانکه همی
کار نیاید نکو به تنگ دلی
از تو جهان رنج خویش چون گسلد
چون تو ازو طمع خود نمیگسلی؟
از پی نان آبروی خویش مبر
آب بکار آیدت کز آب و گلی
گرچه گلی تو چو آبروی بود
تو نه گلی بل طری و تازه گلی
گرت نباید بد و بلا و خلل
عادت کن بی بدی و بی خللی
گرت مراد است کز عدول بوی
دست بکش از دروغ و مفتعلی
فعل علی و محمد ار نکنی
خیره چه گوئی محمدی و علی؟
جلدی و مردی همی پدید کنی
تنگ دل و غمگنی و بیعملی
تا چو شبه گیسوان فرو نهلد
کیرهد ای خواجه کل ز ننگ کلی
چونکه نه مشغول کار خویش بوی؟
باد عمل چون ز سر برون نهلی؟
غافلی اندر نماز و چشم به در،
پیش شه از بیم دست در بغلی
پست نشستی تو و ز بیخردی
نیستی آگه که در ره اجلی
آتش و چیز حرام هر دو یکی است
خالد گفت از محمد النحلی
آتش بیشک به جانت در نشلد
چون تو به چیز حرام در نشلی
از قبل خشک ریش با همگان
روز و شب اندر خصومت و جدلی
سیم نباشدت اگر برون نکنی
مال یتیم از کف وصی و ولی
بیعسل و روغن است نانت و خوان
تا نستانی جهود را عسلی
بانگ به ابر اندرون و خانه تهی
تو به مثل مردمی نهای، دهلی
نه ز خداوند توبه جوئی و نه
هیچ بخواهی ز بندگان بحلی
وای تو گر وعدهٔ خدای حق است،
ای عصی، و نیست این جهان ازلی