جهان دامگاهی است بس پر چنه
طمع در چنهٔ او مدار از بنه
این شعر به توصیف چالشهای جهان و دامی که در آن وجود دارد میپردازد. شاعر هشدار میدهد که انسان نباید به طمع و فریب دنیا بیفتد، زیرا زندگی در این جهان پر از خطر و مشکلات است. او از سختیهای زندگی، نداشتن آرامش و افکار منفی سخن میگوید و تأکید میکند که باید از لشکر بدیها دوری کرد. همچنین اشاره میکند که باید با خردمندی و بیتوجهی به زرق و برق دنیا زندگی کرد و بر مشکلات صبر کرد. در نهایت، پیام شعر این است که انسان باید از دنیا فاصله بگیرد و به سوی ارزشهای بالاتر برود.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
جهان دامگاهی است بس پر چنه
طمع در چنهٔ او مدار از بنه
بباید گرستن بر آن مرغزار
که آید به دام اندرون گرسنه
سیه کرد بر من جهان جهان
شب و روز او میسره میمنه
نیابم همی جای خواب و قرار
در این بینوا شب گه پر کنه
هزاران سپاه است با او همه
ز نیکی تهی و به دل پر گنه
به یمگان به زندان ازینم چنین
که او با سپاه است و من یکتنه
تو، ای عاقل، ار دینت باید همی
بپرهیز از این لشکر بوزنه
از این دام بیرنج بیرون شوی
اگر نوفتادت طمع در چنه
به دون قوت بس کن ز دنیای دون
که دانا نجوید ز دنیا دنه
از ابر جهان گر نباردت سیل
چو مردان رضا ده به اندک شنه
بباید همی رفت بپسیچ کار
چنین چند گردی تو بر پاشنه؟