چون فروماندی ز بد کردار خویش
پارسا گشتی کنون و نیک خو
شخصی به خاطر بدرفتاریهای گذشتهاش دچار ناامیدی شده و اکنون تصمیم گرفته نیکوکار و پارسا شود. او به یاد مثلهایی که درباره پسر مطرح شده، به شعر میپردازد و از سالخوردگی و ناامیدی خود میگوید که حتی نان کافی هم ندارد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
چون فروماندی ز بد کردار خویش
پارسا گشتی کنون و نیک خو
آن مثل کز پیش گفتند، ای پسر،
من به شعر آرم کنون از بهر تو
گند پیری گفت کهش خردی بریخت
«مر مرا نان تهی بود آرزو»