کسی پر خانه دشتی دید هرگز
نه دیوار و نه در بل پست و موجز؟
در این شعر، شاعر به توصیف یک خانه بیدیوار و ساده میپردازد که در آن دو لشکر بلافاصله صف بستهاند. هر لشکر فرماندهان و سربازان خود را دارد، اما در این صحنه، وزیر و شاه و تمام سواران بیعمل و عاجز به نظر میآیند. در حالی که مبارزاتی در حال انجام است، هیچکسی موفق به فرار نمیشود و فضایی آرام و بیخون در این مکان وجود دارد. شاعر به نوعی به بیفایده بودن جنگ و درگیریها اشاره میکند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
کسی پر خانه دشتی دید هرگز
نه دیوار و نه در بل پست و موجز؟
دو لشکر صفزده در خانههاشان
پس هر لشکری یکی مجاهز
وزیر و شاه و پیلان و سواران
ستاده بر طرفها دو مبارز
پیاده با سواران جمله بیجان
وزیر و شاه بیفرمان و عاجز
به زخم و بند و کشتن گشته مشغول
نه آنجا گرد و خون و نه هزاهز
نه از خانه برون رفت آنکه بگریخت
نه خونی را دیت بایست هرگز