نگه کن زده صف دو انبوه لشکر
یکی را یکی ایستاده برابر
در این شعر، دو لشکر در حال آمادهباش و نبرد هستند و هر یک از دو طرف، یک برادر بر سر مبارزه ایستادهاند. هر برادر پنج فرزند دارد و در میان این دو لشکر، پیامبری وجود دارد که به آنها خبر میدهد. این پیامبر در میان دو لشکر میدود و پیغامها را منتقل میکند. در نهایت، هر دو لشکر در حالی که به هم نگاه میکنند، تصمیم به نبرد گرفته و آتش ستیزه میانشان شعلهور میشود.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
نگه کن زده صف دو انبوه لشکر
یکی را یکی ایستاده برابر
نه آن جای این را نه این جای آن را
بگردند هردو به هردو صف اندر
به دو سوی صف دو برادر مبارز
ابا هر یکی پنج فرزند در خور
رسولی شغب کو میان دو صفشان
دوان زین برادر سوی آن برادر
رسولی که پیغام او از پس او
همی ماند اندر میان دو لشکر
کنند آتشی هر دو لشکر ولیکن
همه روی بر روی بنهند یکسر