وعدهٔ این چرخ همه باد بود
وعده رطب کرد و فرستاد تود
در این شعر، habl کننده به شمایل و توهماتی که برآمده از دنیا و وعدههای ظاهری آن اشاره دارد. او میفرماید که این وعدهها، همچون باد و بیپایهاند و تنها گمراهکننده هستند. به انسان توصیه میکند که به جای وابستگی به این وعدهها، از قید و بندهای دنیوی رهایی یابد تا حقیقت واقعی خود را بشناسد. همچنین هشدار میدهد که زندگی حقیقی در نگهداری از دین و معنویت است و نباید به سودهای دنیوی که در واقع هیچ ارزشی ندارند، دل بست.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
وعدهٔ این چرخ همه باد بود
وعده رطب کرد و فرستاد تود
باد شمر کار جهان را که نیست
تار جهان را به جز از باد پود
دانا داند که ندارد به طبع
آتش او جز که ز بیداد دود
زود بیفگن ز دلت بند آز
تا شوی از بندگی آزاد زود
جان تو مایه است و تنت سود کرد
سود به مایه همی آباد بود
مایه نگهدار به دین و مخور
انده این سود مپرساد سود
بس که نوشتی و نویساد از آنچ
نیز چنین کس منویساد سود