از بهر چه این خر رمه بیبند و فسارند؟
یک ذره نسنجند اگر بیست هزارند
این شعر به نقد جهل و نادانی میپردازد. شاعر میفرماید که چرا گروهی از افراد نادان (خر رمه) بدون کنترل و بررسی در مورد مسائل صحبت میکنند، در حالی که حتی یک ذره هم قدرت سنجش ندارند. آنها نمیتوانند درست حرف بزنند و فقط از روی نادانی و خمارگی حرف میزنند. در مقابل، عقل و خردمندان درک و بینش درستی دارند و سخن ارزشمندی میزنند. شاعر میگوید که دانایی و علم ارزش بیشتری دارند و در نهایت بیان میکند که بسیاری از پرندههای بیمقدار (مرغ یله) به اندازه یک باز باارزش و باهوش نیستند. در نتیجه، اهمیت علم و دانش و قیمت آن به مراتب بیشتر از نادانی است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
از بهر چه این خر رمه بیبند و فسارند؟
یک ذره نسنجند اگر بیست هزارند
گفتن نتوانند، چو گوئی ننیوشند
کز خمر جهالت همه سر پر ز خمارند
ارز سخن خوب خردمندان دانند
کز خاطر خود ریگ بیابان بشمارند
مشک است سخن نافهٔ او خاطر دانا
معنی بود آن مشک که از نافه برآرند
مر جاهل را نبود اندازهٔ عالم
صد مرغ یله قیمت یک باز ندارند