قصاید

قصیدهٔ شمارهٔ ۸۴

سرودهٔ ناصرخسرو
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

این دهر باشگونه چو بستیزد

شیر ژیان به‌دام درآویزد

۲

مرد دژ آگه آن بود و دانا

کز مکر او به وقت بپرهیزد

۳

با آنک ازو جدا شود او فردا

امروز خود به طبع نیامیزد

۴

زین زال دور باش که او دایم

چون گربه شوی جوید و برخیزد

۵

از بهر چه دوی سپس جفتی

کو روز و شب همی ز تو بگریزد؟

بازگشت به سروده‌های ناصرخسرو