چون تیغ به دست آری مردم نتوان کشت
نزدیک خداوند بدی نیست فرامشت
این شعر به نکوهش خشونت و کشتار اشاره دارد. شاعر میگوید که اگر فردی در دستش تیغ باشد، نمیتواند بیدلیل مردم را بکشد. او به خداوند اشاره میکند که در نزد او بدی وجود ندارد و باید از این رفتارها پرهیز کرد. شاعر با مثالی از عیسی میگوید که وقتی او یک کشته را میبیند، حیران میشود و از قاتل میپرسد که چرا چنین کاری کرده است. در نهایت، پیام شعر این است که نباید به دیگران آسیب رساند، چون در نهایت این عمل به خود فرد آسیب میزند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
چون تیغ به دست آری مردم نتوان کشت
نزدیک خداوند بدی نیست فرامشت
این تیغ نه از بهر ستمگاران کردند
انگور نه از بهر نبید است به چرخشت
عیسی به رهی دید یکی کشته فتاده
حیران شد و بگرفت به دندان سر انگشت
گفتا که «کرا کشتی تا کشته شدی زار؟
تا باز که او را بکشد آنکه تو را کشت!»
انگشت مکن رنجه به در کوفتن کس
تا کس نکند رنجه به در کوفتنت مشت