قصاید

قصیدهٔ شمارهٔ ۴۷

سرودهٔ ناصرخسرو
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

نشنیده‌ای که زیر چناری کدوبنی

بررُست و بردمید برو بر، به روز بیست؟

۲

پرسید از آن چنار که «تو چند ساله‌ای؟»

گفتا «دویست باشد و اکنون زیادتی است»

۳

خندید ازو کدو که «من از تو به بیست روز

برتر شدم بگو تو که این کاهلی ز چیست»

۴

او را چنار گفت که «امروز ای کدو

با تو مرا هنوز نه هنگام داوری است

۵

فردا که بر من و تو وزد باد مهرگان

آنگه شود پدید که از ما دو، مرد کیست»

بازگشت به سروده‌های ناصرخسرو