سفله جهان، ای پسر، چو چشمه شور است
چشمهٔ شور از در نفایه ستور است
در این شعر، شاعر به بیان نکات عمیق فلسفی و اجتماعی میپردازد. او میگوید که دنیای مادی و فانی همچون چشمهای شور است که تنها به جنبههای منفی و زودگذر آن توجه میشود. زندگی همچون خانهای تاریک است و انسانها در آن به مانند مورهایی هستند که تنها در مسیر گذرا هستند. او به این نکته اشاره میکند که در آینده، روح انسان به علم و دانایی نیاز دارد و نه تنها به قدرت جسمی. همچنین، دانایان بینش درونی دارند، در حالی که نادانان با وجود داشتن چشم، نمیتوانند حقیقت را ببینند. در نهایت، او میگوید که آتش نیرومند عاقلان با آب خرد، و باغ دانایی در برابر گور جهالت قرار دارد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
سفله جهان، ای پسر، چو چشمه شور است
چشمهٔ شور از در نفایه ستور است
خانهٔ تاری است این جهان و بدو در
رهگذر دیده نی چو دیدهٔ مور است
فردا جانت به علم زور نماید
چونان کامروز کار تنت به زور است
دانا گر چشم سر ندارد بیناست
نادان گر چشم هشت یابد کور است
آتش با عاقلان برابر آب است
بستان با جاهلان برابر گور است