گر با تو گهی نظر کنم پنهانی
لازم نبود که طبع خود رنجانی
در این ابیات، شاعر به احساساتش در مورد یک عشق پنهانی اشاره میکند. او بیان میکند که اگر گاهی به معشوقش نگاه کند، نیازی به رنجاندن خود ندارد. همچنین میگوید که او میتواند این احساسات را با دیگران سهیم شود، اما به خاطر محدودیتهایی که دارد، به دنبال این دیدار نیست.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
گر با تو گهی نظر کنم پنهانی
لازم نبود که طبع خود رنجانی
من بودم و دیدنی چو این هم منع است
آن نیز به یاران دگر ارزانی