در نفی رخت شمع شبی راند سخن
روزش دیدم گرفته کنجی مسکن
در این شعر، شاعر به وصف حالتی پرداخته که در آن شرایط سخت و غمانگیز را تجربه میکند. او شبی تاریک و غمانگیز را توصیف میکند که در آن زندگیاش دچار تنگنا و مشکلاتی است. به نوعی احساس عجز و ناکامی را بیان میکند، بهطوریکه مانند کسی که در روز قیامت با چهرهای سیاه از کفن بیرون میآید، به نظر میرسد که به ناامیدی و وحشت دچار شده است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
در نفی رخت شمع شبی راند سخن
روزش دیدم گرفته کنجی مسکن
مانندهٔ عاصیی که در روز جزا
با روی سیاه سر برآرد ز کفن