تا کی ز مصیبت غمت یاد کنم
آهسته ز فرقت تو فریاد کنم
در این چند بیت، شاعر از درد و غم ناشی از جدایی و فقدان محبوبش سخن میگوید. او ابراز میکند که دیگر نمیتواند به یاد مصیبتها و فراق محبوبش ادامه دهد و به فکر رهایی از این غم است. شاعر تصمیم دارد که به جای دلتنگی، برای فراموش کردن این درد، اقدام کند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
تا کی ز مصیبت غمت یاد کنم
آهسته ز فرقت تو فریاد کنم
وقت است که دست از دهن بردارم
از دست غمت هزار بیداد کنم