امشب همه شب ز هجر نالان بودم
با بخت سیه دست و گریبان بودم
شاعر در این شعر از غم و اشتیاق به محبوبش صحبت میکند. او شب را به گریه و ناله گذرانده و احساس میکند که با بخت بدش درگیر است. او به یاد محبوبش اشک میریزد و به یاد روزی که با او بود، احساس دلتنگی و غم میکند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
امشب همه شب ز هجر نالان بودم
با بخت سیه دست و گریبان بودم
قربان شومت دی به که همره بودی
کامشب همه شب به خویش گریان بودم