تا در ره عشق آشنای تو شدم
با صد غم و درد مبتلای تو شدم
شاعر در این ابیات از عشق و دلدادگی به معشوق سخن میگوید. او بیان میکند که با آشنا شدن در مسیر عشق، دچار غم و درد شده است. همچنین به حال زار خود اشاره میکند و از شوق و جنونش به خاطر محبوبش میگوید.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
تا در ره عشق آشنای تو شدم
با صد غم و درد مبتلای تو شدم
لیلیوشِ من، به حال زارم بنگر
مجنون زمانه از برای تو شدم